قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي

357

درة التاج ( فارسى )

بثبوت يا انتفا يا او را وضع كنند از آن روى كى ثابت است يا او را وضع كنند از آن روى كى منتفى است . و اين هر سه « 1 » موضوع سالبه مىتوانند بوذ ، و موضوع موجبه جز ثابت نتواند بوذ - ثبوتى اعم از خارجى و ذهنى - تا اگر ايجاب خارجى باشذ موضوع ثابت باشد در خارج جنانك السماء بسيط ، و اگر ذهنى باشذ ثابت باشد در ذهن جنانك فضل الموسط على الموسط اصمّ ، جه نفى از معدوم از آن روى كى معدومست توان كرد ، جنانك گويند زيد كى نيست از آن روى كى نيست ( بينا نيست و اثبات بر معدوم از آن روى كى معدومست نتوان كرد ، جه نتوان گفت كى زيد از ان روى كى نيست ) نابيناست يا بيناست يا غير اين صفات ، جه محمول وصف موضوع است و از انتفاء موصوف انتفاء صفت « 2 » لازم ، بس آنج نباشذ از ان روى كى نباشذ محال است كى او را صفتى باشذ ، بس هيج صفت برو حمل نتوان كرد . بل كى « 3 » در معنى سلب باشذ ، جنانك الخلأ معدوم ، و شريك الاله ممتنع ، جه معنى اول آنست كى الخلأ ليس بموجود ، و معنى دوّم آنك « 4 » شريك الاله ليس بممكن . بس جون موضوع سالبه يكى ازين سه قسم مىتوانست بوذ و موضوع موجبه جز يكى از آنها نه ، گفتند موضوع سالبه اعمّ است از موضوع موجبه ، و اين عموم مقتضى رفع تناقض نيست ، جه موجب تغاير افراد موضوع موجبه و سالبه نيست ، به جهت آنك جون موضوع را بيكى از وجوه سه‌گانه وضع كنند و خواهند كى بازاء او مناقض او وضع كنند واجب باشذ كى به همان وجه گيرند كسى اوّل وضع كرده باشند ، بعينه ، و اينست معنى وحدت موضوع كى از شر [ و ] ط تناقض است . و محال است كى مناقض را جنان وضع كنند كى شامل هر سه وجه يا دو وجه از آن سه « 5 » باشذ

--> ( 1 ) - هر سه كه - اصل - ط . ( 2 ) - وصف - م . ( 3 ) - مگر كه - ط . ( 4 ) - آنست كه - م . ( 5 ) - سه وجه - م .